سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
براي مهتا
يك روز ، لابه لاي اوراق اين تقويم مكرر ، همين حوالي ، چشم هاي يك اتفاق پلك زدند.
و من ؛ خسته ي هميشه ي بودن هايم پناهنده چشم هايش شدم .
پناه بردم از عمق نگاه هرزه ي كلاغ هاي باغ ، كه بي امان لابه لاي حواشي مرده ، دنبال حادثه دندان گيري براي عصيان هاي روزانه شان هستند به لبخند هاي تلخ و لب پريده اش .
گاهي رنگ ها هم از اعتبار مي افتند
زياد فرقي نمي كند
سياه
سفيد
خاكستري
نوشته شده توسط پروانه در 19:9 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
استاد مهرداد اوستا
با مردم بي درد نداني كه چه درديست
استاد مهرداد اوستا
نوشته شده توسط پروانه در 11:3 | | لینک به این مطلب

